چقدر وحشتناكه كه هيچكس دلش براي من تنگ نشد هيچكس نپرسيد كجايي؟حتي اونايي كه خيلي دم از معرفت مي زدند!!!! ياد حرف همسايه افتادم كه يک بار بهم گفته بود ... به سايه ها دل نبند!...... راست گفت .
قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است... یازده بار شمردیم و یکی باز کم است... این همه آب که جاریست نه اقیانوس است... عرق شرم زمین است که سرباز کم است...
بي قرار تو أم و در دل تنگم گله هاست آه بي تاب شدن عادت کم حوصله هاست بي تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است مثل شهري که به روي گسل زلزله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد؟ ديدنت آرزوي روز و شب گمشده هاست باز مي پرسم از آن مسأله ي دوري عشق که ظهور تو جواب همه ي مسأله هاست
نويسنده: vahid مورخ: یکشنبه 7 تیر1388 در ساعت: 4:0 PM
کاش کاشکي نبودش هيچ گاه لحظه ها لحظه رفتن نبودش هيچ گاه کاش در پس اين همه قلبها رنگ سياه و تاريکي نبودش هيچ گاه کاش زندگي چند روح در يک بدن رسم پروانه و آتش نبودش هيچگاه کاش عشق ها رنگي جاودان داشتن تا که در رنگها هم سياهي نبودش هيچ گاه کاش حتي در اين اتاق آبيم اين همه جمله ، بيجان نبودش هيچ گاه
نويسنده: vahid مورخ: یکشنبه 7 تیر1388 در ساعت: 3:50 PM
به خاطر مي آورم زماني كه رويت را ديدم تو با لبخندي مرا به دام انداختي و من بايد به جايي ديگر نگاه مي كردم و نمي توانستم در برابر قول بوسه ات مقاومت كنم حالا همه ي آنچه انجام مي دهم رويابافي است درباره بهشت و تو مي خواهم در جايي باشم كه خورشيد مي درخشد دوستم داشته باش مي خواهم تو را در كنارم داشته باشم دوستم داشته باش حالا آن روزهاي تنبل تابستاني بسيار دور به نظر مي رسد اما هرجا كه ممكن است رفته باشي دوستت دارم
بخاطر مي آورم غروب آتشين را شب هاي بي پايان اشتياق كه با هوس مي سوختيم چشمهايم را مي بندم و مي توانم لبخندت را ببينم آسمان شفاف است، اقيانوس ابي من در بهشت هستم با تو
همصدایم مرا به جايي كه جادويي است بازگردان اجازه بده تو را در ميان بازوانم بگيرم در زير ستارگان روزهاي باراني و شبهاي تنهايي تنها تاريكي و هيچ نوري نيست بدون تو درزندگي من دوستت دارم
نويسنده: vahid مورخ: یکشنبه 7 تیر1388 در ساعت: 3:50 PM
Once a Girl when having a conversation with her lover, asked يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد
Why do you like me..? Why do you love me? چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
I can't tell the reason... but I really like you دليلشو نميدونم ...اما واقعا"دوست دارم
You can't even tell me the reason... how can you say you like me? تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
How can you say you love me? چطور ميتوني بگي عاشقمي؟
I really don't know the reason, but I can prove that I love U من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم
Proof ? No! I want you to tell me the reason ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful, باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي،
because your voice is sweet, صدات گرم و خواستنيه،
because you are caring, هميشه بهم اهميت ميدي،
because you are loving, دوست داشتني هستي،
because you are thoughtful, با ملاحظه هستي،
because of your smile, بخاطر لبخندت،
The Girl felt very satisfied with the lover's answer دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت
The Guy then placed a letter by her side پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk? عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟
No! Therefore I cannot love you نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم
Because of your smile, because of your movements that I love you گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم
If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره
Does love need a reason? عشق دليل ميخواد؟
NO! Therefore!! نه!معلومه كه نه!!
I Still LOVE YOU... پس من هنوز هم عاشقتم
True love never dies for it is lust that fades away عشق واقعي هيچوقت نمي ميره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره
Immature love says: "I love you because I need you" "عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم
Mature love says "I need you because I love you" "ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays" "سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه"
نويسنده: vahid مورخ: یکشنبه 7 تیر1388 در ساعت: 3:44 PM
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی خلسه در اعماق شب بوسه یعنی مستی از مشروب عشق بوسه یعنی آتش وگرمای تب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی بوسه یعنی حس طعم خوب عشق طعم شیرینی به رنگ سادگی بوسه اغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه سر فصل کتاب عاشقی بوسه رمزوارد دلها شدن بوسه اتش می زند بر جسم وجان بوسه یعنی عشق من با من بمان شرم در د لدادگی بی معنی است طعم شیرین عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است بهترین هدیه پس از یک انتظار بشنوید از من فقط یک بوسه است بوسه را تکرار میباید نمود بوسه یعنی عشق واوازو سرود بوسه یعنی وصل جانها از دو لب
نويسنده: vahid مورخ: شنبه 12 اردیبهشت1388 در ساعت: 9:52 AM